کلبه فقیرانه عشق
توي ساحل روي شنها قايقي به گل نشسته 
يكي با چشماي گريون گوشه اي تنها نشسته 
نگاه بي اضطرابش بي افق بي نهايت 
ساكت اما تو قلبش داري يك دنيا شكايت 
توي چشاش حلقه اي اشك توي قلبش غم دنيا
منتظر به راه يار تا بياد امروز و فردا 
باورش نمي شه كه عشقش رفته به زير دريا 

وقتی اومدی کسی تورو ندید اما من دیدمت![]()
کسی تو رو حس نکرد ولی من باهمه وجودم حست کردم![]()
همیشه دلم می خواهد برات شعر بنویسم ![]()
عاشق باشم و دلتنگ نمی ذاره نذاشته![]()
مسافر غریب من جاده زندگیت کجاست![]()
بگو که مقصد دلت تو خونه فرشته هاست![]()
چه قصه ها گفتی برام از روزگار نالوتی![]()
گفتی دیگه خسته شدم از عشقهای دروغکی![]()
سفر یه جور شکایت به خنده های دیگران ![]()
حرفهای من هنوز ناتمام تا نگاه می کنم وقت رفتن است![]()
پیش از اونکه با خبر بشم لحظه عظیمت تو ناگزیر میشه![]()
تو کوله بار خستگی که پر شده از خاطره ![]()
بهت میگه یه حس کور که از این بیچاره دل بکن![]()